داستان طرح واکسن امیر کبیر

 شهریاری که نمی داند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد دیگر چه فرقی می کند به شراب نشسته باشد یا به عبادت ایستاده باشد

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود

هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند

روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند.

میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید.

امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.

محاسبه سرعت نور با ایده از آیات نور

با تشکر از آقای مقدم 

((یافتن سرعت نور توسط قرآن کریم))

  کاشف این محاسبه : دکتر منصور حسب النبی فیزیکدان مصری

 از زمان یونان باستان تا قرون وسطی , سرعت نور نامحدود فرض می شد. در قرن 11 یک دانشمند عربی اظهار کرد که نور در سرعت محدود سیر می کند. در سال 1600 گالیله این سرعت را آزمایش کرد اما او تنها به این نکته بسنده کرد که سرعت نور فوق العاده بالاست. اما رومر(Romer) اولین کسی بود که در سال 1676 با مطالعه گرفتگی ماه های برجیس سرعت نور را اندازه گرفت. پژوهشگران متعددی بطور مستقیم سرعت انتشار نور را اندازه گرفته اند. دقیق ترین اندازه گیری سرعت نور که آنرا با حرف اختصاری C در خلا نشان می دهند, با استفاده از لیزر (Laser)بوده که در سال 1972 بوسیله اوانسون(Evanson)  و همکارن او در مؤسسه ملی استاندارد امریکا انجام شده و نتیجه آن 299792.45692  متر بر ثانیه بود.

 

دفتر بین المللی استاندارد ها US :

 

C=299792.4574+0.0011 Km/s

 

بین المللی فیزیک بریتانیا :

 

C=299792.459+0.0008 Km/s

 

هفدهمین کنفرانس با موضوع اندازه گیری و سنجش استاندارد در 21 اکتبر 1983:

 

C=299792.458 Km/s

 

اما...

 شگفتا !  در 14 قرن پیش این مساله در قرآن حل گشته و برای اهل علم و معرفت بیان شده است. در ذیل آیاتی از قرآن که مر تبط با این مورد است آورده شده است.

 

"و اوست خدائیکه شب و روز و خورشید و ماه را به قدرت کامل بیافرید که هر یک در مدار معینی سیر می کنند" (سوره ی انبیا آیه ی 33)

 

"اوست آفتاب را رخشان و ماه را تابان فرمود و سیر ماه را در منازلی معین کرد تا به این وسیله شماره ی سنوات و حساب ایام را بدانید اینها را خدا جز به حق و مصلحت نظام نیافریده است خدا آیات خود را برای اهل علم و معرفت مفصل بیان خواهد کرد" (سوره ی یونس آیه ی 5)

 

"ای رسول ما کافران به سخره از تو تقاضای تعجیل در عذاب می کنند و هرگز وعده ی خدا خلف نخواهد شد و همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست" (سوره ی حج آیه ی 47)

 

"او امر عالم را از آسمان تا زمین تدبیر می کند, سپس روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است باز بسوی او بالا می رود" (سوره ی سجده آیه 5)

 

 

 

محاسبه ی سرعت نور توسط قرآن کریم :

 

در آیه 5 سوره ی سجده , مسافت سرعت نور (الامر) در یک روز برابر فاصله ی طی شده توسط ماه در 1000 سال (12000 ماه) بیان می گردد. بنابراین از فرمول زیر استفاده می کنیم.

 

x=C.t=12000.L

 

C : سرعت نور (الامر)

 

t : زمان در یک روز

 

L : طول مسیر حرکت ماه در مدت یک ماه

 

 

 

برای تعیین L نیاز به دانستن انواع سیستم سالنامه بر اساس ماه داریم:

 

1.      سیستم ساینودیکSynodic  (ماه قمری) : که به حرکت مجازی ماه و خورشید نسبت به زمین بستگی دارد.

 

1 روز = 24 ساعت = 86400 ثانیه

 

1 ماه = 29.53059 روز

 

ماه در گردش دور زمین به موقعیت اولیه ی خودش دقیقا در راستای بین خورشید و زمین بر میگردد, به عبارت دیگر زمان بین یک طلوع خورشید تا طلوع دیگر در ماه است, که به این دوره یک ماه سیندیک گویند.

 

2.      سیستم سیدریال Sidereal (ماه نجومی) : که وابسته به حرکت نسبی ماه و خورشید نسبت به ستارگان در کیهان می باشد.

 

1 روز =23:56:4.0906 ساعت = 86164.0906 ثانیه

 

1 ماه = 27.321661

 

360 درجه دوران ماه برابر 26.92484 درجه دوران زمین است و این دوران در 27.321661 روز (655.71586 ساعت) رخ می دهد و ماه نجومی نامیده می شود.

 

 

 

تعیین L : با مشاهده ی خط سیر ماه در یک ماه نجومی ملاحظه می شود که این حرکت دایره ای نیست بلکه مانند یک منحنی به طول L=v.T است.

 

L=v.T

 

L : طول مسیر حرکت ماه در مدت یک ماه نجومی

 

v : سرعت ماه نسبت به کیهان

 

T : دوران کامل ماه که برابر 27.321661 روز است.

 

 

 

با یک تناسب می توان زاویه ای که زمین نسبت به خورشید در عرض 27.321661 روز طی کرده را نیز محاسبه کرد:

 

a / 360=(27.321661 day) / (365.25636 day)

 

 

 

سرعت ماه : دو نوع سرعت برای ماه وجود دارد:

 

1-      سرعت ماه نسبت به زمین: برابر است با

 

Ve=2.pi.R/T

 

R=384264 km : شعاع دوران کامل ماه

 

T=655.71986 h : دوره ی دوران کامل ماه

 

Ve=2 x 3.14162 x 384264 / 655.71986=3682.07 km

 

2-      سرعت ماه نسبت به جهان:

 

فرمول آلبرت انیشتین برای این نوع سرعت

 

v=Ve.Cosa

 

a=26.92848 : زاویه ی تشکیل شده توسط دوران زمین در مدت یک ماه نجومی که در تناسب بالا بدست آمده است.

 

 

 

حال با یافتن پارامتر های مساله شروع به حل می نمائیم...

 

C.t=12000.L

 

C.t=12000.v.T

 

C=12000.(Ve.Cos a).T/t

 

C=12000 x 3682.07(km/h) x 0.89157 x 655.71986(h)/86164.0906 = 299792.5 km/s

 

بدترین جنبندگان نزد خداوند

خداوند در سوره انفال آیه 21 می فرماید مانند کسانی نباشید که گفتند آیات حق را شنیدیم در حالیکه اثری از شنیدن در آنها نبود. و در آیه بعدی می فرماید بدترین جنبندگان روی زمین

همین کسان هستند یعنی کسانی که از شنیدن آیات الهی و سخنان حق کر هستند و چون چیزی از حق در فکر آنها وارد نمی شود در نتیجه چیزی هم برای گفتن ندارند و بطور کلی اهل تفکر هم نیستند. 

 

به این آیات از سوره انفال دقت بفرمائید:

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَوَلَّوْاْ عَنْهُ وَ أَنتُمْ تَسْمَعُونَ(20)

وَ لَا تَكُونُواْ كاَلَّذِينَ قَالُواْ سَمِعْنَا وَ هُمْ لَا يَسْمَعُونَ(21)

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابّ‏ِ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ(22)

وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيرًْا لَّأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّ هُم مُّعْرِضُونَ(23)

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يحُْيِيكُمْ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يحَُولُ بَينْ‏َ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تحُْشَرُونَ(24)


 

اى اهل ايمان خدا و رسولش را اطاعت كنيد و از فرمان او سرپيچى ننمائيد همانا شما سخنان حق و آيات خدا را از او مى‏شنويد (20)

و مانند آنهايى نباشيد كه گفتند شنيديم و در حقيقت نشنيدند (21)

بدترين جنبندگان آنهايى هستند كه از شنيدن و گفتن حرف حق لال و كر بوده و اصولا در آيات خدا تعقل و انديشه نكنند (22)

اگر خداوند بعلم ازلى خود خير و صلاحى در آنها ميديد آنان را بكلام حق شنوا ميكرد و اگر هم شنوا كند باز از آن رو گردانيده و اعراض كنند (23)

اى اهل ايمان چون خدا و رسول شما را بايمان دعوت نمايند اجابت كنيد تا به زندگى جاويد برسيد و بدانيد كه خداوند بين شخص و قلب او حائل بوده و از اسرار درونى همه آگاهست و بسوى او محشور خواهيد شد (24)

 

برای بیان احوالات این انسانها به آیه 125 سوره انعام می پردازیم:

فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ


هر كه را خدا بخواهد هدايت كند، دلش را بنور اسلام روشن و منشرح گرداند، و هر كه را بخواهد بحال گمراهى واگذارد، دل او را از پذيرفتن ايمان تنگ و سخت سازد كه گويى ميخواهد از زمين بر فراز آسمان رود، خداوند آنان را كه بحق بر نمى گردند مردود و پليد ميگرداند


امام رضا علیه السلام در تبیین آیه فوق می فرماید:

كسى را كه خداوند اراده كند بسبب ايمانى كه در دنيا دارد او را راهنمائى كند بسوى بهشت خود و خانه كرامت و رحمت خود ميگشايد سينه او را و توسعه ميدهد دلش را تا تسليم خداوند و راضی به رضای او گردد و به او اعتماد نماید و قلب او بآنچه که خداوند وعده فرموده آرام گیرد. و هر كس را كه خداوند بجهت كفر او و بجهت نافرمانى و معصيتى كه در دار دنيا نموده گمراهیش را خواهد، سينه او را تنگ ميكند و مى‏بندد تا اينكه در كفر خود ميماند و قلب او در شک و اضطراب است تا اينكه بجائى ميرسد كه گويا بآسمان بالا ميرود حقتعالى اين طور رجس (شک و تردید در اعتقادات) را از براى كسانى كه باو نميگروند قرار ميدهد. (عيون أخبار الرضا ع-ترجمه آقا نجفى، ج‏1، ص: 85)

 

در تفسیر آیه فوق امام باقر علیه السلام می فرماید حرج یعنی اینکه دل انسان مثل مشت بسته شده می شود که نه چیزی وارد آن می شود و نه چیزی از آن خارج می گردد.(بحارالانوار ج2)

حکایت

آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری.. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام  خوردن خود را نمی‌داند. بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول پرسید چگونه سخن می‌گویی؟ عرض کرد سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی.. پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی‌دانید. باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود چگونه می‌خوابی؟ عرض کرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز. بهلول گفت چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.

بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. جنید گفت جزاک الله خیراً! و در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد. و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.

اتصاع نور از خورشید

وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً (سوره مبارکه نوح آیه16)

ماه را در آنها نور و خورشيد را چراغ فروزنده قرار داد.

تشبيه خـورشـيـد بـه چـراغ بـه ايـن مـعنی است که خورشيد سوختی را می سـوزانـد و نـور و گرما میدهـد. خـورشـيـد از عنصر هـيدروژن و هـليوم تشکـيـل شده. به دلـيل دمای بسـيار زياد درون آن، پيوسته بخشی از هـيدروژن می سوزد  و به هـلـيـوم تبديل می شود و مقادير زيادی نيز انرژی مانند گرما و نور و تشعشعات آزاد می کند. و به اين ترتيب بمثابه چراغ می ماند.

نور ماه نیز به اين معنی است که تابش خورشيد از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نيست بـلـکه بازتاب تابش خورشيد است. (اين موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. يعـنی وی چند هـزار سال پـيش از ميلاد حضرت مسيح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشيد از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشيد است.

حرکت خورشيد


هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (سوره مبارکه یونس آیه 5)

او كسى است كه خورشيد را داراى روشنايى نمود و ماه را نورانى كرد، و براى ماه در مسيرش منزلهايى قرار داد  تا شما عدد سالها را بدانيد (و حساب روز و ماه را در دست داشته باشيد) خدا اين نظام را جز به حق نيافريده، و اين آيات را براى مردمى كه مى‏خواهند بدانند شرح مى‏دهد (5).

وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ في‏ فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (سوره مبارکه انبیاء آیه 33)

اوست كه شب و روز را آفريد و آفتاب و ماه را خلق كرد كه هر يك در مدارى شناورند

وَ الشَّمْسُ تَجْري لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ (سوره مبارکه یس آیه 38)

«و خورشيد در قرارگاه خود در حرکت است»!

واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ يا فـرد در آن است ضمن اينکه به اينطرف و آنطرف نيز رفت و آمد می کند. خورشيد همانطور که آيه توصيف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.

«مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن بدور خود است که هر 27 تا 28 روز يک دور است و حرکت ديگر آن حرکت در مداری در کهکشان راه شیری اسـت که با سرعـت 900000 کـيلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 يا 250 ميليون سال طول می دهد تا آن را طی کند و کل منظومه شمسی را نيز با خود دارد. بنابر محاسباتی که فعلاً وجود دارد خورشيد تا کنون 18 دور در مدار خود دور زده است.

اعجاز قرآن

أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها (سوره مبارکه رعد آیه 41)

آيا نمى‏بينند كه ما زمین را خلق کردیم و از اطرافش نقصان مى‏دهيم‏

 از اطراف زمین رفته رفته کم می شود:

زمين در واقع چنان که قــرآن مـطـرح کرده پـيـوسـتـه در حال کم و کاسته شدن است. طبق قانون دوم ترمودینامیک، با انجام هر فرایندی بر روی کره زمین، مقداری گرما از دست می رود و وارد جو زمین می شود و امکان ندارد بتوانیم همه انرژی ورودی فرایندی را به کار تبدیل کنیم. از طرف دیگر پيوسته گاز و گرما و انرژی از جو زمين خارج می شود و به فضا می رود، بدین ترتیب با انجام واکنشهای شیمیائی، ماده به انرژی تبدیل می شود و انرژی به فضا می رود و رفته رفته از حجم و وزن زمین کاسته میشـود. طوريکه تخـمين زده می شود، زمين در آغاز پيدايش خود حجمی تقـريباً 2000 بار بزرگ تر از حجم کنونی خود داشته است.

از آنجا که از خورشید پیوسته کم میشود، از زمین نیز پیوسته کم می شود تا تعادل میان جاذبه و دافعه میان خورشید و زمین ثابت بماند. در زمان پيامبر کسانی بوده اند که می گفته اند: جهان از ازل هـمينطور بوده و همينطور نيز خواهد ماند،  و آغاز و خالـقی  ندارد. این آيه کم و کاسته شدن از زمين را برای آنها دلـيـل می آورد که "از ازل اينطور نبوده و اينطور نيز نخواهد ماند". به اين معنی کـه: "در صـورت از ازل بودن همه چيز، از آنجا که از زمين رفـته رفته کم و کاسته می شود، منطقـاً زمين نمی بايست و نمی تواند از ازل بوده باشد ولی هنوز تمام نشده باشد".

افلا تتدبرون

حـرکـت وضـعـی زمـيـن

 «آيا زمين را گهواره وار نکردیم»! (سوره مبارکه نباء آیه 6)

«اَلَم نـَجْـعـل» به معنی: «قـَدْ جَعَـلـنا» است. (پرسش مـنـفـی برای "اقـرار گرفـتن" است). و «مِـهاداً» تشبيه بلـيغ است، به معنی: «کَـالـمِـهاد» به معنی: «گـهـواره وار». و آيه به اين معنی است که: « ما زمين را گهـواره وار نـمـوديـم ».

نـکـات آيـه:

1ــ زمين گهـواره وار است:

يکی از حرکات زمين حرکت گهواره واری آن است. در اين نوع حرکـت قـطـب شـمـال آن در تابـسـتان و زمـستان به يک طرف مايل می شود. در تابستان تمايل آن رو به خورشيد است. در پـائـيـز مـحـور آن راست اسـت. در زمـستان تمايـل آن در جهت خلاف خورشيد است. و در بـهـار محور آن راست است. اين حرکت گهـواره واری زمـيـن حـرکت وضعی ناميده می شود.

2ـــ زمين حرکت دارد:

تشبيه زمين به "گهواره" به معنی: "متحرک" بودن آن است. (و اين برخلاف علم نجوم عـصر پيامبر است که در آن زمين ثابت و مرکز جهان بود)

کسانی در قرآن مورد لعن قرار گرفته اند

آیا می دانید چه کسانی در قرآن مورد لعن قرار گرفته اند؟

1-     دسته اول کسانی هستند که دين خود را به بازيچه و هوسرانى گرفتند و زندگانى دنيا آنها را فريب داد. دنیا را بر آخرت ترجیح دادند و برای رسیدن به مطامع دنیوی از گناهان باکی نداشتند و مردم را هم به دنیا طلبی تشویق کردند. بطوریکه ثروت ارزش تلقی گردید و شاخصه احترام و اکرام ایشان قرار گرفت.(طبق آیات 64 سوره احزاب و 51 سوره اعراف و آیه 3 سوره ابراهیم)

2-     کسانی که به دنبال علوم می روند ولی پس از مدتی تحت تاثیر فرهنگ کسانی که از اطاعت الهی سرباز زده­اند قرار می گیرند و تمدن ظاهری و مادی آنها چشمانشان را خیره می کند و اظهار می دارند که آنها راه درست زندگی را یافته اند و لذا در تمام شئون زندگیشان از آنها الگو می گیرند.( طبق آیه 51 و 52 سوره نساء) البته خداوند انسان متعالی را اینگونه توصیف کرده است که از هر قوم و نژادی سخنان و رفتارهای درست را اخذ می کند و به آنها عمل می کند. (آیات 17 و 18 سوره زمر) این چنین انسانی شخصیت زده نمی شود و در برابر فرهنگهای منحط، به صرف اینکه پیشرفت مادی داشته اند منفعل و مطیع نمی گردد.

3-     کسانی که به خاطر مصلحت اندیشی و یا ترس از آزار مردم و یا احزاب موجود در جامعه از گفتن حقایق دین دهان بسته دارندو سکوت کنند. در طول تاریخ از این افراد مثالهای بسیاری بوده است. همانند کسانی که به معرفی حضرت علی در روز غدیر آگاه بودند ولی سکوت کردند و با دیگری بیعت نمودند، کسانی که به حقانیت امام حسین آگاه بودند ولی سکوت کردند تا سپاه ابن زیاد روانه کربلا شود، کسانی که می دانند دنیا پرستی و ثروت طلبی در عین غفلت از نیازمندان جامعه کفر است ولی در برابر این فرهنگ سازیهای رسانه­ها سکوت کرده اند. می بینند ارتباط و بگوبخند زن شوهردار با مردها عادی شده است و به نام تمدن و آزادی نحوه زندگی غربی­های از خدا بیخبر دارد ترویج می شود ولی هیچ نمی گویند. کسانی که قرآن را آموخته­اند ولی هیچ تلاشی جهت معرفی و بیان مفاهیم آن در جامعه انجام نمی دهند. همه و همه مصداقهای آیه شریفه 159 سوره بقره هستند.

4-     شیطان از روزی که از بهشت رانده شد مورد لعنت قرار گرفت.(آیه 35 سوره مبارکه حجر)

 

وفی انفسکم افلا تبصرون

خداوند در سوره ذاریات می فرماید چرا در باره (جسم و ساختمان بدن)خودتان نمی اندیشید:

یکنکته قابل تعمق در مورد ساختمان مغز:

میانگین سلول های مغز انسان ۸۶ میلیارد نورون است.

نورون در حقیقت سلول اصلی سیستم عصبی است و بعضی از نورون ها را هم بعنوان واحد ساختمانی و هم به عنوان واحد عمل کننده سیستم عصبی می شناسند.

اجزای تشکیل دهنده نورون

هر نورون از هسته و سیتوپلاسم اطراف آن تشکیل شده که مجموعه شان جسم سلولی (cell body) را به وجود می آورند. به زایده های نازکی که از جسم سلولی منشعب هستند زایده های عصبی گفته می شود. زایده های عصبی شامل آکسون و دندریت ها هستند. تعداد دندریت ها در نورون ها معمولاً زیاد است و با شاخه شاخه شدن های زیاد، درخت دندریتی را ایجاد می کنند. دندریت ها پیام ها را به جسم سلولی هدایت می کنند. در حالی که آکسون پیام ها را از جسم سلولی دور می کند. آکسون در نورون تک است و در یک نورون آکسون های متعدد وجود ندارد (برخلاف دندریت ها که معمولاً متعددند).

جمع تماسها و ارتباطات سلولی هم حدود 100 تریلیون است .دانشمندان همچنین می‌گویند مغز انسان حدود یک , ضربدر ده به توان هجده , یا ده میلیون , میلیون , میلیون پاسخ آری یا خیر را ضبط می‌کند. شگفت اینکه , وزن مغز حدود 1350 گرم است و در دست یک فرد جای می‌گیرد , درصورتیکه این اطلا‌عات درکامپیوتر به مکانی به بلندای ساختمانی صد طبقه و مساحتی به اندازه ایالت تگزاس نیاز دارد

زندگی منافقان از دیدگاه قرآن

حضرت امیر علیه السلام می فرماید : آنگاه که ظاهر و سخنت زیبا و پسندیده باشد و درونت زشت و ناپسند تو سرکرده منافقین هستی

زندگی منافقان در دنیا

آیات 17 تا 20 سوره مبارکه بقره

17مثل آنان مثل كسى است كه [به زحمت‏] آتشى بيفروخت و همين كه اطراف وى را روشن ساخت، خدا نورشان را برد و در تاريكى‏ها رهايشان كرد كه نبينند.

18 كرانند و گنگانند و كورانند، پس [از گمراهى‏] باز نمى‏گردند:

19 يا مانند مثل رگبار تندى از آسمان است كه در آن تاريكى‏ها و رعد و برق است كه از [غرّش‏] صاعقه‏ها و بيم مرگ، انگشتان خويش در گوش‏هايشان كنند، و خدا بر كافران احاطه دارد.

20 نزديك است برق چشمانشان را بزند، هر بار كه براى آنان روشن كند، در آن راه روند و چون بر آنها تاريك نمايد باز ايستند، و اگر خدا مى‏خواست، شنوايى و چشمانشان را [يكجا] مى‏گرفت. بى‏گمان، خدا بر هر چيزى تواناست.

در آیات فوق خداوند مثلهائی از مشکلاتی که منافقان در زندگی دنیا با آن روبرویند آورده است. شاخص ترین تاثیر دین در زندگی انسانها ارائه یک مسیر و روش جهت زندگی شخصی و اجتماعی است. از آنجا که منافقان در اساس دین دچار شک و شبهه اند لذا نمی توانند از دین مسیر درست زندگی را استخراج نمایند و به همین دلیل با هر بادی به سوئی می روند و همتشان حصول رضایت مردم است. تا جائیکه در آیه 62 سوره توبه آمده است: (منافقان) براى شما به خدا سوگند مى‏خورند تا شما را راضى كنند، در حالى كه اگر ايمان آورده‏اند، شايسته‏تر آن است كه خدا و رسولش را راضى كنند. با توجه به اینکه این اعمال منافقان از روی عمد می باشد و هدف آنها تمسخر و فریب جامعه است، از دستیابی به نور احکام الهی محرومند و هرگاه که بخواهند در زندگیشان از نور دین جهت روشن ساختن مسیر زندگی ورهائی از مصائب و مشکلات پیش رو بهره بگیرند موفق نخواهند شد و مانند افروختن آتشی که زود خاموش می شود در حسرت روشنائی و گرما خواهند ماند. در آیه بعدی دلیل این امر را کوری باطن، کرشدن گوش دل و خاموش شدن صدای پندگوی درون آنها دانسته است. البته پوشانده شدن عقل از این سرمایه هابه دلیل اتباع شهوات نفسانی است که در آیه 14 سوره حدید این مساله به زیبائی بیان شده است: بخوانند منافقان، مؤمنان را و گويند: آيا معاشر نبوديم ما در دنيا با شما؟ گويند: آرى و ليكن شما به سبب جرم و نفاق در هلاكت افكنديد خود را و انتظار مى‏كشيديد كه بر مسلمانان مصايب دوران فرود آيد. و شك آورديد در آنچه بايد با يقين باشيد و آن فريبكار- شيطان- شما را به خداى بفريفت. (14)

در آیه 19 سوره بقره عکس العمل منافقان در برابر مصیبتهای سختی بیان گردیده است که به رگبار تند باران به همراه رعد و برق در شب ظلمانی تشبیه شده است. آنها در اوج مصیبتها هیچ یاوری ندارند و عکس العمل منافقان تسلیم مصیبتها شدن است. مانند کسی که در زیر باران تند و رعد و برق از ترس در جای خود بایستد و انگشتانش را در گوشهایش بفشارد تا صداهای وحشتناک رعدوبرق در آن شب ظلمانی بیش از این وجودش را از ترس پر نکند و ایشان را به کام مرگ نفرستد. خداوند آیه می فرماید: که بر کافران احاطه دارد و این قانون الهی است که بر ایشان جاری می شود آنجا که در آیه 175 سوره بقره عذاب غیر قابل تحملی برای ایشان وعده داده و می فرماید: آنها  كسانى هستند كه گمراهى را به بهاى از دست دادن هدايت و عذاب را به جاى آمرزش خريدند. پس به راستى چقدر در برابر عذاب خداوند تحمّل دارند؟ باید توجه داشت که در مورد مومنان وضعیت به گونه ای دیگر است چرا که اگرچنین مصیبتهائی برای مومنان پیش آید، خداوند وعده داده است که ایشان را یاری کند. چنانکه در سوره مبارکه روم آیه 47 می فرماید: و از ازل يارى مؤمنين حقى بود بر ما ویا درآیه 214 سوره مبارکه بقره می فرماید: آيا پنداشته‏ايد كه داخل بهشت مى‏شويد در حالى كه هنوز سرگذشت آنها كه پيش از شما گذشتند به سراغ شما نيامده است؟ آنها تنگدستى و ناخوشى ديدند و به تزلزل افتادند تا آن جا كه پيامبر و مؤمنان همراهش گفتند: يارى خدا كى مى‏رسد؟ [مژده آمد]، آگاه باشيد كه يارى خدا نزديك است.

یادی از بهشتی

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد كنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌كرد

از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینكه علم اون رو داشته باشد نه اینكه تكیه‌اش به علوم حوزوی باشه

 

گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر كاری رو نمی‌ده

 

*** 

صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی كردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یكی گفته بود خونه بهشتی كاخه. یكی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت كنید

بنی‌صدر كه فرار كرد زنش رو گرفتند. زنگ زد كه زن بنی‌صدر تخلفی نكرده باید زود آزاد بشه. آزادش نكردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌كنم. بهشتی می‌گفت: هر یك ثانیه كه در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه

 

***

 

به جمع رو كرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف كه التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود

تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نكات مثبت

الآن بهترین موقعیته، برای كمك به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم كه نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه

 

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع كنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌كنه نه دروغ

بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، كلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و كنجكاو. چه اشكالی دارد كه سندی پیدا كند و مردم رو آگاه كند

همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند كه بهشتی رو بیاره. اومده بود كه آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش

اخم باهنر رو كه دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم

 

*** 

به قاضی دادگاه نامه زده بود كه: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساك خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تكبر است كه حاضری دیگران را خفیف كنی. قاضی رو توبیخ كرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات

***

مترجم ترجمه كرد؛ «هیأت كوبایی می‌خواهند با شما عكس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو كادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً كنار من! كادر كامل شد

 

*** 

گفتند حالا كه «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج كرده، این شعار حرام است. از پلكان حرام كه نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید

***

رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید كه به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند (مرگ بر بهشتی) هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت... 

***

با بی‌ادبی بلند شد به توهین كردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یك مسلمان اینطور حرف بزنی

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند كه یعنی بگذریم. گفت: شریعتی كه جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم

 

*** 

اومده بودند در خانه بهشتی كه یك مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیكته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است

نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا

راهش پررهرو باد 

 

آیا ندیدی آن کس ر ا که به دنبال حرف دلش رفت آیا تو ای پیامبر و

حرفهای تو در او اثری خواهد کرد؟ آیا فکر می کنی که چنین کسی اهل

تفکر است؟ یا اینکه حرف درست را می تواند بپذیرد؟ نه اینها چون چارپایان

هستند بلکه از چارپایان هم پست تر شده اند!

سوره مبارکه فرقان آیه 43

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر داریم
مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر
داریم؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم
متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر
بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود
عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم
مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم
چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم،
به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم
زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛
تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم / و نه زندگی را به سالهای عمرمان

(برداشت از وبلاگ عصر طلایی)

خلاصه  این که ما از انسانیت روز به روز فاصله گرفته ایم و به حیوانات نزدیکتر شده ایم. چون الگوهایمان تغییر کرده اند ، چون قرآن را هم برای صوابش خوانده ایم و از این کتاب انسان ساز هیچ نیاموخته ایم.

مظلومیت امیرالمومنین علی علیه السلام از زبان خود ایشان

بعد از جنگ صفین جهت روشن شدن اموری که بعد از رسول الله اتفاق افتاد :

اشعث عرضكرد اى امير المؤمنين چرا شمشير نكشيدى كه حقت را بگيرى تو هيچ سخنرانى نكردى مگر اينكه در آن سخنرانى فرمودى كه همانا من سزاوارترين مردم بمردم هستم و هميشه ستمديده بودم از زمانى كه رسول خدا در گذشته چه مانع داشتى كه در مقابل حقت با شمشير بجنگى.

على عليه السّلام فرمود بتو گفتم اى پسر قيس بشنو از اين كار نه جبن و نه كراهت خداى تعالى مانع شد و همانا من داناتر نميباشم كه آنچه در پيشگاه خداى تعالى است بهتر است براى من در دنيا و بجا ماندن آن بلكه مانع من از اين كار رسول خدا و نهى آن حضرت و پيمان او است مرا.

همانا رسول خدا بمن خبر داد كه امت بعد از او با من چه ميكنند و من هنگامى كه بچشم ديدم از رسول خدا داناتر بآن نيستم و شدت يقينم از او پيش از حادثه بيشتر نيست بلكه من ميگويم يقين رسول خدا بالاتر است از يقين من بآنچه را كه بديدگانم ديدم و حاضر بودم عرضكردم اى رسول خدا آنگاه كه اين حوادث اتفاق افتاد وظيفه من چيست؟ فرموداگر ياور و همكارى پيدا نكردى دست نگهدار حفظ خون خويش را كن تا آنگاه كه بر يارى كتاب خدا و سنّت من ياورى پيدا كنى و نيز بمن خبر داد كه بزودى مردم مرا خوار كنند و بغير از من بيعت نمايند و نيز مرا خبر داد كه نسبت باو همانند هارونم نسبت بموسى و امت از بعد من بزودى پيروان گوساله‏ى سامري باشند هنگامى كه موسى به هارون گفت: ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا  أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي  قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي

يعنى موسى هارون را فرمانداده بود هنگامى كه او را جانشين خود در ميان ايشان قرار داده بود اگر گمراه شدند اگر ياورى پيدا كردى با آنان بجنگ و اگر يارى نداشتى دست نگهدار و حفظ خون خويش را بكن و در ميان ايشان ايجاد پراكندگى نكن، من ترسيدم كه اين كلام را برادر من رسول خدا بگويد چرا ميان من و امتم جدائى افكندى و رعايت حرف مرا ننمودى با اينكه با تو پيمان بستم اگر ياورى نداشتى از جنگ خوددارى كنى و خون خود و خونهاى اهل بيت و پيروان خود را نريزى.

چون رسول خدا بدرود حيوة گفت مردم بسوى ابى بكر رفتند و بيعت نمودند من از مردم براى طلب حقم يارى خواستم مرا يارى‏نكرد جز چهار نفر سلمان، ابى ذر، مقداد، زبير بن عوام و نبود هيچ كسى از اهل بيت من كه جمع آورى كنم و بدان واسطه نيروئى پيدا نمايم. اما حمزه كه روز جنگ احد كشته شده بود، جعفر روز جنگ موته شهيد شده بود فقط دو مرد ترسوى ذليل باقى مانده بود كه ايشان تازه مسلمان بودند آن دو عباس و عقيل‏ اند سپس مرا اجبار كردند و بر من غلبه پيدا كردند سپس گفتم آنچه را كه هارون به برادرش موسى گفت ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي  و براى من در داستان هارون اقتدائيست نيكو و براى من بگفته‏ى رسول مكرم و گرامى حجتى است نيرومند.

اى پسر قيس من يار رسول خدايم در تمام جاها من در تمام سختيها با او حاضر بودم در برابر رسول خدا كه نه فرار ميكردم و نه بكسى پناه ميبردم و نه دشمن پشت سر من مى‏آمد همانا سزاوار نيست پيامبر يا وصىّ پيامبرى هنگامى كه در برابر دشمن قرار گرفت برگرددتا اينكه كشته شود يا پيروز گردد. واى بر تو اى پسر قيس آيا شنيدى كه من از صحنه‏ ى پيكار فرار كنم اى پسر قيس بآن كسى كه دانه را شكافته اگر ياورانى پيدا كنم مانند همان چهار نفر كه ديدم دست نگاه نميدارم و قيام مى‏كنم ولى پنجمى براى آن چهار نفر نيافتم اشعث گفت آن چهار نفر كيست؟

فرمود: سلمان، مقداد، ابو ذر، پسر صفيه (زبیر) ولى پسر صفيه پس از آنكه با من بيعت كرد برگشت پس از قتل عثمان اما بيعتش آنچنان بيعتى كه اول نمود بآن وفا كرد و آن همان بيعت اولى است كه بيعت شد در آن عتيق و اين همانست كه مرا آمد چهل مرد از مهاجر و انصار سپس مرا بيعت كردند در ميان ايشان بود پسر زبير.

دستور دادم بامداد با سرهاى تراشيده در منزل من حاضر شوند در حالى كه اسلحه‏ى خويش را بر اندام راست كرده باشند از آن چهل تن فقط چهار نفر آمدند امّا در بيعت ديگر پيش من آمدند كه زبير و رفيقش طلحه بود بعد از قتل عثمان پسر عفان اطاعت‏كننده‏ى بدون اكراه بودند بعد مرتد شدند آن دو و از دين‏شان برگشتند بيعت را شكستند سركشى نمودند و معاند شدند و زيانكار سپس آن دو را خدا كشت و بآتش برد كه بد جاييست آتش.

اما آن سه نفر ابو ذر، مقداد، سلمان بود و بر دين محمد پا بر جا ماندند و بر ملتش كه ملت ابراهيم است استوار بودند تا خداى را ديدار كردند و خداى ايشان را رحمت كناد اشعث گفت اگر مطلب همان جورى كه ميگوئى باشد امت همه نابود شدند غير از تو و پيروان تو فرمود: همانا حق با من است همان طورى كه ميگويم و از

امت نابود نميشوند مگر ناصبين، معاندين، منكرين.  اما كسى كه چنگ بتوحيد بزند و اقرار بمحمد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم و آلش بكند و از جمعيت بيرون نرود و بر ضرر ما پشتيبانى ستمگران را نكند، عداوتى از ما در دلش جايگزين نباشد و شك در خلافت نكند و اهل آن را بشناسد و انكار دوستى ما را ننمايد بعلت اينكه اومسلمانيست ناتوان اميد رحمت از پروردگارش براى او دارد و از گناهش بيمناك ميگردد.

 

اگر خدای پرستی هواپرست نباش

گناه کردن پنهان به از عبادت فاش

 

اگر خدای پرستی هواپرست مباش

 

به عین عجب و تکبر نگه به خلق مکن

 

که دوستان خدا ممکن‌اند در او باش

 

برین زمین که تو بینی ملوک طبعانند

 

که ملک روی زمین پیششان نیرزد لاش

 

به چشم کوته اغیار درنمی‌آیند

 

مثال چشمه خورشید و دیده خفاش

 

کرم کنند و نبینند بر کسی منت

 

قفا خورند و نجویند با کسی پر خاش

 

ز دیگدان لئیمان چو دود بگریزند

 

نه دست کفچه کنند از برای کاسه آش

 

دل از محبت دنیا و آخرت خالی

 

که ذکر دوست توان کرد یا حساب قماش

 

به نیکمردی در حضرت خدای، قبول

 

میان خلق به رندی و لاابالی فاش

 

قدم زنند بزرگان دین و دم نزنند

 

که از میان تهی بانگ می‌کند خشخاش

 

کمال نفس خردمند نیکبخت آن است

 

که سر گران نکند بر قلندر قلاش

 

مقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیست

 

نظر به حسن معادست نه به حسن معاش

 

اگر ز مغز حقیقت به پوست خرسندی

 

تو نیز جامه ازرق بپوش و سر بتراش

 

مراد اهل طریقت لباس ظاهر نیست

 

کمر به خدمت سلطان ببند و صوفی باش

 

وز آنچه فیض خداوند بر تو می‌پاشد

 

تو نیز در قدم بندگان او می‌پاش

 

چو دور دور تو باشد مراد خلق بده

 

چو دست دست تو باشد درون کس مخراش

 

نه صورتیست مزخرف عبادت سعدی

 

چنانکه بر در گرمابه می‌کند نقاش

 

 غزل 34 از غزلیات سعدی علیه الرحمه


 

— برای محفوظ ماندن از وسوسه های شیطان چه باید کرد

—            - امام صادق عليه السّلام فرمودند: شيطان با وسوسه نمى‏تواند كسى را فريب دهد مگر اينكه آن شخص از خداوند روى برگردانيده باشد و اوامر او را كوچك بشمارد و منهيات او را فراموش كند و نداند كه خداوند از اسرار او اطلاع دارد، وسوسه از خارج بدن نمى‏آيد و عقل و طبع در آن دخالتى ندارد.

—            اما وسوسه هر گاه در قلب جاى گرفت، در اين جا گمراهى و كفر و طغيان مى‏آيد خداوند در قرآن مجيد فرموده: ان الشيطان لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا.خداوند در اين دو آيه به انسان مى‏فرمايد شيطان دشمن شما مى‏باشد شما هم او را دشمن خود بدانيد، شما با شيطان مانند مرد غريبى كه از دست سگ چوپان به صاحب او پناه مى‏برد باشيد، هر گاه سگ چوپان به مرد غريبى حمله مى‏كند و مى‏خواهد او را گاز بگيرد مرد غريب به صاحب سگ پناه مى‏برد.

اكنون هر گاه شيطان نزد تو آمد و خواست شما را وسوسه كند و از راه منحرف سازد و خداوند را از ياد شما ببرد، شما هم به خداوند پناه ببريد و از او يارى بجوئيد خداوند هم حق را بر باطل نيرو مى‏دهد و از مظلوم يارى مى‏كند و در قرآن فرموده: إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ.
شيطان تسلط پيدا نمى‏كند بر كسانى كه ايمان بياورند و به خداوند توكل كنند. شما نمى‏توانيد شيطان را از خود دور كنيد، مگر اينكه بدانيد شيطان از كدام راه مى‏آيد و چگونه وسوسه مى‏كند و مردم را فريب مى‏دهد. در اين جا مراقبت لازم است و انسان همواره بايد خداوند را در نظر داشته باشد و متوجه باشد كه هر فکری وارد فکر و قلبش نشود، از اين رو بايد پيوسته در ياد خدا باشد و اگر غفلت كرد ناگزير در دام شيطان گرفتار مى‏شود.

نحوه عمل شیطان

شیطان کمبودها و نقائص زندگی را به ذهن شما می آورد و شما را به حرص زدن و فرورفتن در فحشاء دعوت می کند و خداوند وعده گذشت و بخشش اشتباهات و اعطای نعمتها و جبران کاستیهای زندگی را می دهد به درستی که خداوند به همه امور شما مطلع است و در عطا و گذشت محدودیتی ندارد. سوره مبارکه بقره آیه 268

شیطان کارش این است که همیشه نقاط ضعف و کمبودهای زندگی را یادآوری می کند تا سبب ایجاد یاس و ناامیدی و افسردگی گردد وسپس انسان را به حرص و خساست تشویق می کندبا این استدلال که اگر ثروت باشد این نقاط ضعف و کمبودها وجود نخواهند داشت و خوشبختی حاصل می شود.

حدیث زیر درمورد این آیه است

هارون بن خارجه گويد: از امام صادق عليه السّلام سؤال كردم من گاهى خوشحال مى‏گردم بدون اينكه چيزى در خود و يا مال و دوستانم احساس كنم، و گاهى هم محزون مى‏گردم بدون اينكه براى خود و با مال و يا دوستانم احساس ناراحتى كرده باشم.امام عليه السّلام فرمود: آرى شيطان به قلب آدم مى‏اندازد كه اگر تو در نزد خداوند ارج و اعتبارى داشتى دشمن را بر تو مسلط نمى‏كرد، و تو را به او محتاج نمى‏ساخت، آيا مى‏خواهى در انتظار بمانى همان گونه كه گذشتگان در انتظارماندند، آيا آنها چيزى گفتند، در اين جا محزون مى‏گردى بدون اينكه بدانى حزن از كجا آمد.اما خوشحالى براى اين است كه فرشته‏اى به دل القاء مى‏كند و مى‏گويد: اگر خداوند دشمن را بر تو مسلط كرده و تو را به او نيازمند ساخته است اينها چند روز بيش نيست و خداوند در آينده به تو احسان مى‏كند و مورد آمرزش قرار مى‏دهد، و اين است معنى آيه شريفه «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ  وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا.» ايمان و كفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 574

اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله گفتند: يا رسول اللَّه ما از نفاق مى‏ترسيم رسول خدا فرمود چرا از نفاق واهمه داريد.گفتند هنگامى كه در محضر شما هستيم، و ما را موعظه مى‏كنيد و نصيحت مى‏فرمائيد ما مى‏ترسيم و دنيا را فراموش مى‏كنيم، و دنبال آن نمى‏رويم، مثل اينكه آخرت را مشاهده مى‏كنيم و بهشت و دوزخ را مى‏نگريم،و اينها در هنگامى مى‏باشد كه در حضور شما هستيم.اما وقتى كه بخانه‏هاى خود مى‏رويم و اولاد و عيال و زنان و كودكان و مال و منال را مشاهده مى‏كنيم، همه اين‏ها فراموش مى‏گردد و نزديك است افكار ما دگرگون شود و مانند اين است كه ما هرگز اين سخنان را نشنيده‏ايم، مى‏ترسيم اين‏نفاق باشد. (1) رسول اكرم صلى اللَّه عليه و اله فرمود: نه اينها از گام‏هاى شيطان مى‏باشد كه در نظر دارد شما را بفريبد و به دنيا راغب گرداند، به خداوند سوگند اگر شما به همان حالى كه در نزد من هستيد ادامه دهيد و فريب شيطان را نخوريد، فرشتگان با شما مصافحه خواهند كرد و روى آب حركت خواهيد نمود. ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 575

ا

جاذبه جنسی بزرگترین حربه شیطان

اى فرزندان آدم مبادا شيطان شما را فريب دهد. همانگونه که پدر و مادرتان را (فریب داد و) از بهشت بیرون کرد. همانگونه که آنها را عریان کرد تا بدیهایشان را به آنها نشان دهد.(مبادا از شماهم حیا و عفت را بگیرد تا عریان شدن را ارزش بدانید واز زشتیها اجتناب نکنید.) سوره مبارکه اعراف آیه 27

- عریان شدن انسانها بلای بزرگ قرن حاضر است. این جاذبه انسانها را به سمت منیت، خودخواهی و تلاش برای لذت جوئی هر چه بیشتر و فداکردن دیگران برای خود می کشاند که دقیقا نقطه مقابل بندگی و اطاعت از خالق یکتاست.

- جاذبه جنسی بزرگترین حربه شیطان جهت گمراه کردن انسانهاست.

-  امالى صدوق: در خبر مناهى پيامبر اكرم، صلّى اللَّه عليه و آله آمده است كه: از گفتگو كردن زن، با غير همسرش، و با غير محرمش، بيش از پنج كلمه، كه چاره‏اى از گفتن آنها نباشد نهى فرمودند.

ž            -  از حضرت باقر (ع) روايت شده كه رسول خدا (ص) فرمود:براى شيطان لشكرى بزرگتر از زنان و غضب نيست. اصول کافی

-        نگاه، تيرى مسموم از تيرهاى شيطان است، هر كه از ترس خدا آن را ترك كند خداوند ايمانى به او مى‏دهد كه شيرينى آن را در دل خود احساس مى‏كند. الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 604‏

-        و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: اى گروه مردم، نگاه كردن به نامحرمان از وسوسه‏هاى شيطان است.    من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى

راه درست و خط سیر یک مسلمان از دیدگاه قرآن کریم

إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ (51) آل عمران

و بى‏ترديد، اللّه پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بندگى كنيد كه راه راست همين است

قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ (41)الحجر

خداوند فرمود همين اخلاص و درستى راه مستقيم و وصول بقرب من است

 

وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ (36) مریم

 

وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ (61)یس

 

 و اين كه تنها مرا بندگى كنيد كه راه راست همين است؟

 

وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ (61)الزخرف

 

 و همانا وجود او (عيسى) دانشى براى [فهم‏] رستاخيز است، پس زنهار در آن ترديد نكنيد و از من پيروى كنيد كه راه راست اين است.

 

إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ (64)الزخرف

 

راه مستقیم این است که تنها خدا را اطاعت و بندگی کنیم. قدم به قدم و لحظه به لحظه به یاد خدا باشیم و اعمالمان انجام دستورات الهی باشد. (3 مورد)

در یک آیه راه راست، ایمان به رستاخیز و پیروی از رسول الله عنوان شده است که در آن رسول الله به عنوان بالاترین مرجع بندگی ما را به بندگی خداوند رهنمون می شود.


واما مردم در تبعیت از دستورات خدا و رسول به شکلهای مختلفی عمل می کنند که خداوند در مورد آنها می فرماید:

گويند ما تصديق بتوحيد خدا و نبوّت رسولش داريم و فرمانبر آندو هستيم و سپس طايفه‏اى از آنها از اطاعت خدا و رسولش اعراض ميكنند و رو برمى‏گردانند. اين جماعت كه (ادّعاى ايمان ميكنند و از حكم خدا و رسولش اعراض دارند) مؤمنين نميباشند (و تنها گفتار دليل بر ايمان نيست).آیه 47 سوره نور

  • این افراد کسانی هستند که به زبان ادعای ایمان می کنند و به دل ایمان ندارند( الَّذِينَ قَالُواْ ءَامَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ ) به همین دلیل در عمل تابع خدا و رسول نیستند و این انمان از ایشان پذیرفتنی نیست.


و چون آنها را دعوت كنند و بخوانند بخدا (يعنى بكتاب و حكم و شريعت خدا) و رسول خدا (يعنى بحكم و حكومت رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) تا رسولخدا بين آنها حكم كند. در آنحال دسته‏اى از آنها از آنچه بآن دعوت ميشوند اعراض دارند.48

  • وقتی که از آنها خواسته می شود که به حکم خدا و رسولش تن در نهند قبول نمی کنند. وقتی از آنها خواسته می شود که حرام و حلال خدا که توسط رسول ابلاغ شده است را رعایت کنند برایشان گران است و سرباز می زنند.

 
 

و اگر حق به طرف ايشان باشد اطاعت‏كنان سوى وى آيند49

  • هر گاه در جامعه حقی از این گروه ضایع می شود آیات الهی و احادیث حضرت رسول و سیره و روش ایشان را شاهد می گیرند و فریاد وا اسلاما سر می دهند که مسلمانی کجا رفته، چرا کسی به حق و عدالت حقوق از دست رفته مرا برنمی گرداند. اسلام را برای حل مشکلات و سهولت در انجام امورات می خواهند.


امام حسین علیه السلام فرمودند: الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على السنتهم، يحوطونه ما درت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون‏.  يعنى مردم بنده زر خريد دنيا ميباشند. دين آب دهانی روی زبان ايشان است. مردم تا آن موقعى ديندار هستند كه معيشت آنان تأمين شود، اما وقتى بوسيله بلاء مورد آزمايش قرار بگيرند دين داران قليل و اندك خواهند بود.

سوره نور آیات 47 تا 49

سوره شانزدهمی که حضرت علی علیه السلام از تورات به عربی برگردانده است

ای فرزند آدم! من زنده ای هستم که هرگز نمی میرم، به آنچه تو را فرمان داده ام عمل کن و از آنچه نهی کرده ام بپرهیز تا تو را تو را زنده ای قرار دهم که نمی میرد. ای فرزند آدم! من پادشاهی هستم که نابود نمی شوم و هنگامی که به چیزی بگویم باش، وجود می یابد. به آنچه تو را فرمان داده ام عمل کن و از آنچه نهی کرده ام بپرهیز تا تو نیز به هرچه بگوئی باش بشود. ای فرزند آدم! هنگامی که سخنت ملیح و زیبا باشد ولی کردارت ناپسند و زشت باشد تو سرکرده منافقین خواهی بود و هنگامی که ظاهرت صالح  و باطنت قبیح باشد هلاک شده ای بدتر از همه هلاک شدگان. ای فرزند آدم! بدان که وارد بهشت من نمی شود مگر کسی که در برابر عظمت من تواضع کند و روز خود را بایاد من بگذراند و بخاطر من نفسش را از هواهایش باز دارد و با غریبان برادری کند و با فقرا مواسات نماید و به مصیبت زدگان رحم کند و یتیم را گرامی دارد و برای او همچون پدری مهربان باشد و برای بیوه زنان همچون شوهری پرمحبت باشد. بدانید که هرکس چنین صفتهائی را داشته باشد، خواندنش را لبیک گویم و چون چیزی بخواهد عطایش کنم.

ادامه نوشته

سوره سیزدهمی که حضرت علی علیه السلام از تورات به عربی برگردانده است

ای فرزندان آدم! به اندازه نیازی که به من دارید، مرا اطاعت کنید و به اندازه صبری که بر آتش دارید از من نافرمانی کنید و به اندازه­ای که در دنیا می­مانید، مال و امکانات تهیه کنید و به اندازه­ای که در آخرت زندگی خواهید کرد توشه برگیرید و به اجلهای تاخیر یافته و روزیهای آماده و گناهانی که پوشانیده شده­اند، دلخوش نباشید و بدانید که هرچیزی نابود می­شود مگر وجه من ( ائمه معصومین و هر کسی که اطاعت ایشان کرده باشد) و اگر به اندازه­ای که از فقر می­ترسید  از آتش می­ترسیدید، از جائی که گمان نمی­برید زندگیتان را تامین می­کردم و اگر به اندازه­ای که به دنیا علاقه دارید، به بهشت علاقه داشتید، در هر دو دنیا خوشبختتان می­کردم پس مراقب باشید که با علاقه به دنیا دلهایتان را نمیرانید که دنیا گذراست.

ادامه نوشته

سوره نهمیی که حضرت علی علیه السلام از تورات به عربی برگردانده است

ای فرزندان آدم! مخلوقات خدا را لعنت نکنید که به خودتان برمی­گردد.

ای فرزندان آدم! آسمانها تنها با اسمی از اسماء من قوام گرفته و پایدار مانده­ اند، در حالیکه دلهای شما با هزار اندرز از کتاب من قوام نیافته­ اند و به مسیر درست راه نیافته­ اند.

ای مردم! بدانید همانگونه که سنگ در آب نرم نمی­شود، موعظه هم در دلهای تیره و سخت شده اثربخش نخواهد بود.

ای فرزندان آدم! چرا از حرام اجتناب نمی­کنید و از کسب گناه دست نمی­کشید و از آتش جهنم نمی­ترسید و از غضب خداوند رحمان نمی­ترسید؟ بدانید که اگر پیران خمیده و اطفال شیر خوار وچهارپایان چرنده وجوانان فروتن نبودند، آسمان بالای سر شما را همچون آهن سخت می­کردم و زمین را همچون مس و خاک را سفت و خلل ناپذیر می­ساختم و از آسمان قطره آبی نمی­فرستادم و از زمین هیچ دانه­ای نمی­رویانیدم و بر شما عذابی سخت فرومی­فرستادم.

قربونت بشم خدا! مردونگی می کنی و ما فکر می کنیم نمی تونی کاری بکنی، فکر می کنیم هرکی به هرکیه، فکر می کنیم از خدا جلو افتادیم، فکر می­کنیم اصلا خدائی نیست اگر هم هست، راضیه که ما هر غلطی خواستیم بکنیم.

آیه4 سوره مبارکه عنکبوت

آیا كسانيكه مرتكب كردارهاى زشت و معاصى ميشوند پنداشته‏اند كه از ما پیشی می­گیرند و ما را عاجز ميسازند (و ما قادر بر كيفر آنها نيستيم)  بد قضاوت مى‏كنند.

 

آیه68 سوره مائده

اى پيامبر! بگو: اى أهل كتاب! نيستيد بر چيزى (هیچ ارزشی ندارید، اندازه مگس و پشه هم ارزش ندارید) مگر اینکه تورات و انجيل و قرآنى را كه از پروردگارتان بسوى شما نازل شده است برپا داريد. (به واجب آن عمل کنید و از آنچه نهی کرده دوری کنید)


متن عربی در ادامه

ادامه نوشته

سوره دومی که حضرت علی علیه السلام از تورات به عربی برگردانده است

هرکس به خواست و قسمت من راضی نگردد و بر بلای من صبر نکند و بر نعمتهای من شکر نکند وبه عطای من قانع نشود، پس خدای دیگری جستجو کند و از زیر آسمان من خارج شود. و هرکس صبح کند در حالی که برای امور دنیایش غمگین باشد، گویا با خشم بر من صبح کرده است و هر کس شکایت مصیبتی بر دیگری برد، از من شکایت برده است و هرکس در برابر ثروتمندی به جهت ثروتش تواضع نماید، یک سوم دینش را از دست داده است و هر کس هر روز بر دینش (با افزایش معلومات دینی و فراگیری آنها) نیفزاید، پس در نقصان است و هر کس در نقصان باشد، مرگ برایش بهتر است. و هر کس به آنچه می­داند عمل کند، علمی بر علمش می­افزایم.

متن عربی را می توانید در ادامه ببینید

ادامه نوشته

حدیث قدسی و آیات مرتبط

با تشکر از دوست خوبم آقای مقدم که در یافتن این حدیث قدسی کمکم کردند

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب شریف الذریعه آورده است که کتاب چهل حدیث قدسی ترجمه چهل سوره از تورات است که توسط حضرت علی علیه السلام از زبان سریانی به عربی برگردانده شده است. فاضل معاصر حاج غلام علی ابن اسماعیل بهاونگری متولد 1283 انرا تدوین نموده وبه زبان گجراتی نگاشته است.[1]

سوره اول

قال الله تعالی: عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح * در شگفتم از کسی که یقین به مرگ و مردن دارد چگونه شادی و بدمستی می­کند.

و عجبت لمن ایقن بالحساب کیف یجمع المال* در شگفتم از کسی که یقین به حساب دارد چگونه به جمع آوری مال مشغول است

و عجبت لمن ایقن بالقبر کیف یضحک* در شگفتم از کسی که یقین به قبر (و سوال و جواب آن) دارد چگونه خنده و شادی می­کند.

 

آیات مرتبط

مردم را وقت حسابشان نزديك شده و آنها همچنان در غفلت و بى‏خبرى رويگردانند. ( انبیاء 1) (مرگ نزدیک است و مردم آن را باور ندارند.)

قارون مردى بود از ملّت موسى كه خود را برتر از آنها دانست و سركشى آغاز كرد با اينكه به او آن اندازه اندوخته بخشيديم كه برداشتن كليدهاى آن گروهى نيرومند را به زحمت ميداشت. روزى همان مردمش باو گفتند: [اى قارون به اين سرمايه خود] دلخوش مباش كه خداوند آنهائى كه بمال خود شاد هستند دوست ندارد.(76) در آنچه خدا به تو ارزانى داشته، بكوش تا ثواب و سعادت آخرت را تحصيل كنى و بهره‏ات را از دنيا فراموش مكن و همان گونه كه خدا به تو نيكى كرده است تو نيز نيكى كن و هرگز در روى زمين فساد برمينگيز كه خدا مفسدان را ابدا دوست نمى‏دارد (77)(سوره قصص)

بگو به فضل خدا و رحمت او (كه قرآن و عترت پیامبر هستند) بايد فرحناك و خرسند شويد زيرا آن براى شما بهتر است از آنچه( اين گروه نافرمان) از دارائى دنيا جمع ميكنند.(یونس 58)

                                                           

و عجبت لمن ایقن بزوال الدنیا کیف یطمئن الیها* در شگفتم از کسی که یقین به از دست رفتن و گذرا بودن دنیا دارد چگونه به آن آرام گرفته است.

و عجبت لمن ایقن ببقاء الاخره و نعیمها کیف یستریح* در شگفتم از کسی که یقین به زندگانی باقی آخرت و نعمتهایش دارد، چگونه به استراحت مشغول است و تن را به زحمت عبادت نمی­اندازد.

مرادر منزل یاران چه امن و عیش چون هر دم                          جرس فریاد می­دارد که بر بندید محملها

آیات مرتبط

قطعا كسانى كه ملاقات و ديدار (ثواب و پاداش و عذاب و كيفر) ما را اميد ندارند و به زندگانى دنيا خوشنودند (آن را برگزيده‏اند و جز براى آن كارى انجام نميدهند) و به آن اطمينان داشته و آرام شده‏اند (كه گوئيا هميشه در آن ماندگاراند) و آنان كه از آيات و نشانه‏هاى (توحيد و يگانگى) ما غافل هستند. ايشان را مسكن و جايشان  آتش است براى آنچه (گناهانى كه در دنيا) کسب ميكردند[2]

جز اين نيست كه مثل و صفت زندگانى دنيا و شباهتش (در سرعت انقضاء و زوال و فناء نعيم و خوشيهاى آن) مانند آب (بارانى) است كه از آسمان فرو ميريزيم (و پس از نزول) روئيدنيهاى زمين بآن آب مخلوط مى‏گردد از آنچه مردم مى‏خورند (مانند حبوبات و سبزيها و ميوه‏ها) و از آنچه چهارپايان و ساير جانوران ميخورند (مانند علف و يونجه و ساير انواع چمنها و شبدرها) تا آنكه زمين (سبزى و طراوت و بهجت) مى‏گيرد (و در ديده بينندگان (بأنواع و اشكال و الوان مختلفه) زينت و آرايش مييابد و أهل و صاحبان آن اراضى و مالكان آنها گمان ميبرند كه قادر بر انتفاع از آنها هستند (و ميتوانند آنرا درو كرده و محصول و غلّه آنرا بردارند) در چنين حال بناگاه بشب يا بروز عذاب يا فرمان ما بخرابى آن مزرعه در رسد و آنرا چنان مانند زمين درو شده سازد كه گوئی قبلا چیزی روئيده و موجود نبوده است. این چنین نشانه­های خود را برای اهل تفکر بیان می­کنیم.

در ادامه به صفات منافقین پرداخته شده است:

و عجبت لمن هو عالم باللسان و جاهل بالقلب* در شگفتم از کسی که سخنش همچون علما و عملش که نشات گرفته از درونش می باشد همچون جاهلان است.

 و عجبت لمن طاهر بالماء و غیر طاهر بالقلب* در شگفتم از کسی که با آب خود را تمیز و پاکیزه کرده است و درونش پر از ناپاکی (کینه و حسد و بخل و صفات رذیله) است.

 و عجبت لمن اشتغل بعیوب الناس و هو غافل عن عیوب نفسه * در شگفتم از کسی که مشغول عیب جوئی از مردم است و از عیوب خود غافل.

و عجبت لمن یعلم ان الله تعالی مطلع علیه کیف یعصیه * در شگفتم از کسی که می­داند خداوند متعال از (اعمال و افکار) او با خبر است، با این حال نافرمانی خدا را می­کند.

و عجبت لمن یعلم انه یموت وحده و یدخل القبر وحده و یحاسب وحده کیف یستانس بالناس * در شگفتم از کسی که می­داند در هنگام مرگ و داخل شدن در قبر و موقع حساب تنهاست (و کسی همراهیش نخواهد کرد) چگونه با مردم انس می­گیرد. (و از خداوند که مونس درماندگان است غافل می­شود)

و یقول الله تعالی لا اله الا الله حقا حقا محمدا عبدی و رسولی

 

آیات مرتبط با صفات منافقین

اى رسول ما چون آن منافقين را مشاهده كنى آراستگى ظاهر آنها تو را بشگفت آورد و اگر سخن گويند بسخنانشان گوش فرا خواهى داد ولى درون آنان مانند چوب خشكى است كه بر ديوار نهاده‏اند(نصیحت پذیر نیستند) هر صدايى بشنوند بر زيان خويش گمان كنند ايشان دشمنند بر حذر باش از منافقين، خدا آنها را بكشد[3]

مردان و زنان منافق بعضى از بعض ديگرند، مردم را به كار زشت واميدارند و از كار نيك نهى مى‏كنند و دستهاى خود را (از انفاق در راه خدا) باز مى‏گيرند، خدا را فراموش كرده‏اند، خدا هم ايشان را فراموش كرده، آرى، منافقين همان عصيان‏پيشگانند. [4]



[1] چهل حدیث قدسی نوشته محمد فربودی، انتشارات نهاوندی

[2] آیات 7 و8 سوره یونس

[3] سوره مبارکه منافقون آیه4

[4] سوره مبارکه توبه آیه 67

دوازده آیه آموزنده از تورات

على (ع): دوازده آيه از تورات انتخاب كرده به عربى ترجمه كردم و هر روز سه مرتبه در آنها مى‏نگرم:

  1.  پسر آدم! تا سلطنت من پايدار است از سلطانى بيم نكن و سلطنت من ابدى است.
  2.  پسر آدم! تا مرا مى‏يابى با ديگرى انس نگير، كه خزانه‏هاى من هميشه مملو است.
  3.  اى پسر آدم! تا مرا مى‏يابى با ديگرى طرح الفت نينداز كه هر وقت مرا بخواهى بتو نزديك و با تو مهربانم.
  4.  اى آدمى زاده! من ترا دوست دارم تو هم مرا دوست بدار
  5.  اى آدمى زاده تا از پل صراط نگذرى ايمن مباش.
  6.  همه چيزها را براى تو آفريدم و ترا براى خودم، تو چگونه از من مى‏گريزى.
  7.  ترا از خاك و سپس از نطفه، آنگاه از مضغه آفريدم و در خلقت تو در نماندم. آیا از يك گرده نانى كه مى‏خورى در مى‏مانم؟!
  8.  بخاطر خود بر من غضب مى‏كنى، پس چرا بخاطر من بر خود خشم نمى‏گيرى؟!
  9.  تكليفهاى من بعهده تو است و رزق تو بعهده من اگر تو در اين تكاليف سرپيچى كنى من از بنده‏پرورى خوددارى نكنم!
  10. پسر آدم! همه ترا براى خودشان مى‏خواهند و من براى خودت، و حال آنکه که از من می گریزی.
  11.  روزى فردا را مطالبه نكن چنان كه من عمل فردا را از تو نخواهم.
  12.  اگر بقسمت خود راضى شوى قلب و بدنت را آسوده كنم و ستوده باشى، و اگر ناراضى شوى دنيا را بر سرت مسلط كنم تا چون آهوى بيابان مدام بدنبالش بدوى و جز بمقدار روزى نيايى و دچار نكوهش گردى.
  13.  المواعظ العددية، الباب الثانى عشر الفصل الثانى ص255

                        گنج حكمت يا احاديث منظوم، ص: 217

بیهوده گرائی یا حقیقت خواهی؟

یک مثال و تدبری بر آیات

کشاورزي سگي داشت که هميشه کنار جاده مي نشست و منتظر وسايل نقليه اي مي شد که از آن مسير رد مي شدند. به محض اينکه ماشيني سر مي رسيد او به دنبال آن تا پايين جاده مي دويد و در حاليکه پارس مي کرد سعي ميکرد تا از آن ماشين جلو بزند. روزي همسايه کشاورز از او پرسيد: فکر ميکني که بالاخره روزي سگت موفق مي شود که از يکي از ماشين ها سبقت بگيرد؟ کشاورز جواب داد: اين موضوع مهم نيست. بلکه آنچه مهم است اين است که اگر روزي از يکي از آنها سبقت بگيرد چه چيزي به دست خواهد آورد؟


اکثر افراد در زندگي مانند حيوان دست آموز کشاورز رفتار مي کنند و به دنيال اهداف پوچ و بي معني هستند.  با این مثال بهتر می­توان به بررسی مفهوم آیات زیر پرداخت. آیاتی که انسانها را از پوچ گرائی برحذر می دارند و بیان می کنند که رفتار انسانهای گمراه برای رسیدن به حقیقت نیست، برای رسیدن به خدا نیست و هیچ منطق و دلیل عقلانی برای آن وجود ندارد جز اینکه چند لحظه خوشی کاذب و بی اثر است و برای انسان ندامت بدنبال دارد.

-        انسانهای نافرمان، اعمالشان همچون سرابى است در كوير که از دور جلوه‏ى آب را دارد و انسان تشنه چون به آن نزديك شود مى‏فهمد كه آب نبوده و فريب خورده و اعمالى كه از نظر خودش درست بوده محكوم به مجازات است، و [اين در روزى است كه‏] خداوند را مى‏بيند و خداوند براساس احكام و موازينى كه مقرّر فرموده خيلى سريع به حساب او رسيدگى مى‏فرمايد[1]

-         اشخاصى كه به اعمال (ناشایست) خود شادند و آن را بزرگ جلوه داده، عمل خوب حساب مى‏كنند، و دوست مى‏دارند كه مردم به سب اعمال خيرى كه نكرده‏اند، آنها را تعريف كنند. گمان مبر كه آنها نجاتى از عذاب دارند، بلكه آنها را عذابى دردناك است‏.[2]

-        و مومنان کسانی هستند كه از كار بيهوده روى گردانند.[3]



[1] سوره مبارکه نور آيه 39

[2] سوره مبارکه آل عمران آيه 88

[3] سوره مبارکه مومنون آيه 3

گرگ نفس

گفت دانایی که گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر


لاجرم جاری ست پیکاری سترگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ


زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست


ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچد گلوی گرگ خویش


وی بسا زورآفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر


هرکه گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک


و آن که از گرگش خورد هردم شکست
گرچه انسان می نماید، گرگ هست


و آنکه با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند


در جوانی جان گرگت را بگیر
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر


روز پیری، گرکه باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر


مردمان گر یکدیگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند


اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمان روایی میکنند


و آن ستمکاران که باهم محرم اند
گرگ ها شان آشنایان هم اند


گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب

 

شعر از: فریدون مشیری

تمام تورات و انجیل و قرآن

 روزى امام ششم «عليه السّلام» از يكى از شاگردانش پرسيد: در مكتب من چه آموخته‏اى؟ عرض كرد: هشت مسأله.

فرمود: بازگوى تا بدانم، گفت:

اول: اينكه فهميدم هر كس هنگام مرگ از آنچه دوست دارد جدا ميشود از اين رو همه‏ى همت را در آنچه جدا نمى‏شود به كار بردم، يعنى: كارهاى خير كه انيس تنهايى است، چنانكه قرآن فرمايد: «هر كه كار نيكى كند پاداش آنرا مى‏گيرد»

دوم: اينكه ديدم گروهى به مال مى‏نازند و جمعى به نياكان، و عده‏اى به فرزندان، با اينكه اينها هيچيك فخرى ندارد و افتخار بزرگ در تقواست كه خدا فرموده: «از همه گرامى‏تر نزد خدا پرهيزگارترين شما است»، لذا كوشيدم كه نزد خدا بزرگوار باشم

 سوم: از طرفى هوى پرستى مردم را ديدم و از طرفى آيه قرآن را كه ميفرمايد: «اما آنكه از مقام پروردگار خود بترسد و نفس را از هوس باز دارد بهشت ماواى او است»، لذا كوشيدم تا نفس را از هوى بازگرفتم تا در راه رضاى خدا ثابت و پا برجا شد

چهارم: ديدم هر كه چيز پر ارزشى دارد در نگهداريش مى‏كوشد، و خدا مى‏فرمايد: «كيست كه به خدا قرض نيكوئى دهد تا خداوند دو برابرش كند و پاداش ارجمندش دهد؟»، من پاداش دو برابر را گزيدم و صندوقى محفوظتر از صندوق خدا نيافتم و هر چه در نظرم ارزش داشت براى روز احتياج در آن صندوق ذخيره كردم.

پنجم: ديدم مردم در رزق به يكديگر حسد مى‏برند با اينكه خداوند فرموده: «ما در زندگى دنيا روزى آنان را

ادامه نوشته

احوال مردم آخرالزمان از قول پیامبر اکرم

  • اى پسر مسعود: گروهى پس از من بيايند كه غذاهاى رنگين و گوارا ميخورند، چهار پايان را سوار شوند، مانند زنان كه براى شوهر آرايش ميكنند آرايش كنند آرايش خود را مانند زنان بديگران نشان دهند لباسشان لباس پادشاهان ستمگر باشد اينان در آخر الزمان منافقان امتند باده‏گسارى كنند، نرد ببازند، بفرمان هوا و هوس باشند، اجتماع را واگذارند و نماز خفتن را نخوانند، زياده روى در ستم كنند و خداى تعالى ميفرمايد: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا «1».

 اى پسر مسعود مثل آنان مانند خر زهره است گلش خوب مزه‏اش تلخ است سخنانشان حكمت است كردارشان مرضى كه دارو نمى‏پذيرد «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها». «2»

  •  اى پسر مسعود بى‏نياز نمى‏شود كسى كه در نعمت دنياست آنگاه كه در آتش جاويدان باشد «يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ» ميدانند زندگى ظاهرى دنيا را و ايشان از آخرت بى‏خبرند. خانه بنا ميكنند و كاخها را محكم ميكنند، مسجدها را آرايش دهند ولى همتشان جز دنيا نيست اعتكاف در آنها ميكنند، سقف در آنها بنا ميكنند، خدايانشان شكمهايشان باشد «وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ. وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ» «1» خداى تعالى ميفرمايد: أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ تا قول خداى تعالى أَ فَلا تَذَكَّرُونَ. «2» و نيست او جز دورو كه دينش را هوا و خدايش را شكمش قرار داده هر گاه ميل بحلال و حرام پيدا مى‏كند جلوگيرى از آن نمى‏شود و فرموده خداى تعالى: وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ «3».
  •  اى پسر مسعود محرابشان زنانشان باشد، شرفشان درهم و دينارشان، همتشان شكمهايشان اينان بدترين بدانند كه فتنه با ايشان و بسوى ايشان باز گردد.

 اى پسر مسعود قول خداى تعالى است: أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ. ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ. ما أَغْنى‏ عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ

  •  اى پسر مسعود بدنهايشان سير نمى‏شود و دلهايشان فروتنى ندارد.
  •  اى پسر مسعود اسلام ابتدايش غريب بود بزودى بغربت خودش برگردد همان طورى كه ابتدايش بود، پس خوشا بحال کسى كه

ادامه نوشته

ثروت واقعی


ثروت واقعی ما شامل آنچه داریم نمی شود. ثروت واقعی ما آنچه هستیم است. جی. پی واسوانی

 

یک شمش آهنی 5 دلاری را در نظر بگیرید. اگر از این شمش آهنی در کوره آهنگری نعل اسب بسازید، ارزش آن 11 دلار خواهد شد. چنانچه شمش را به یک کارگاه سوزن سازی بدهید، بهای سوزنهای ساخته شده به 3285 دلار می رسد ولی اگر این شمش را به یک کارخانه ساعت سازی در سوئیس بدهیم، قیمت فنرهای ساعت ساخته شده به 250000 دلار می رسد. در واقع تفاوت ارزش ایجاد شده بین 5 دلار و 250000 دلار است.

شما با خودتان چه می کنید؟ از خودتان چه می سازید؟ چقدر به ارزشتان اضافه می شود؟ هر جنبه از شخصیت ناسالم را که از وجود خود حذف کنیم و بر عکس هر قدمی که برای ایجاد منشی برتر و فضایل نیک برداریم، به ارزش خود به عنوان یک موجود زنده می افزائیم و قدر و منزلت خود را در این جهان ارتقاء می دهیم.

 و به قول عرفا:  تو آنی که در پی آنی.

اکنون با این توضیحات بهتر می توانیم تدبری در ژرفای گفتار خداوند متعال در آیه 20 سوره احقاف داشته باشیم.

 روزى كه انسانهای نافرمان بر آتش عرضه مى‏شوند به ايشان گفته مى‏شود: فضایل و ارزشهای انسانی  خود را در زندگى دنيا از دست داديد و با آن عياشى كرديد در نتيجه امروز در برابر غرور و خودمنشی (استکبار) كه به ناحق در زمين  داشتید، جزایتان عذاب خوارو حقیر شدن است، هم به خاطر خود خواهی و تحقیر دیگران (استکبار) و هم به خاطر اعمال نادرستی كه مرتكب مى‏شديد.